اسم یه نوع بیماریِ...
سرما جون ممنون ازینکه هستی
حدااقل با وجود تو دلخوشم
ازینکه رفتاره سرده بقیه هنوز تحت تاثیر آب و هواست
و خودشون بی تقصیرن
چیه ناراحت میشی؟
اصن دلم میخواد همه چیو بندازم تقصیر تو
حالا که اینطور شد
واقعا همه چیز زیره سره توئه
و هیچوقتم نمیبخشمت
از وقتی خوردمت
عین یه سم افتادی توی جونم
و نصف گوشتامو ریختی
آقا من غلط کردم خوردمت چرا نمیفهمی؟؟
پ ن: زده به سرم،چراخوب نمیشم؟؟نکنه این سرماخوردگی نیست،نکنه دارم میمیرم
این روزها به یک کاسه سوپ داغ یا آب پرتغال یا هرچی نیازمندم،آره نیازمندم دیگه...دلم میخواد.
برچسب:
نویسنده: ساحل نوری